من امشب...
من امشب در هوايت پر ميزنم
ای خدا، بين اين تنم، بين اين منم
خسته ام، چشمم ز دنيا بسته ام
خواهم تو را، خواهم تو را تا نشکنم
چشمم اول بار بگشايم و بينم تو را
من عاشقم، محتاج با تو بودنم
دلم آرام ندارد، بی قراری می کند
بهانه ی تو را دارد همه روح و تنم
ای خدا دلم تنگ است، بين اين دلم
مرهمی نه بر دلم تا پر زنم
ای خدا، بين اين تنم، بين اين منم
خسته ام، چشمم ز دنيا بسته ام
خواهم تو را، خواهم تو را تا نشکنم
چشمم اول بار بگشايم و بينم تو را
من عاشقم، محتاج با تو بودنم
دلم آرام ندارد، بی قراری می کند
بهانه ی تو را دارد همه روح و تنم
ای خدا دلم تنگ است، بين اين دلم
مرهمی نه بر دلم تا پر زنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ ساعت 4:23 توسط محمّد