من امشب در هوايت پر ميزنم
ای خدا، بين اين تنم، بين اين منم

خسته ام، چشمم ز دنيا بسته ام
خواهم تو را، خواهم تو را تا نشکنم

چشمم اول بار بگشايم و بينم تو را
من عاشقم، محتاج با تو بودنم

دلم آرام ندارد، بی قراری می کند
بهانه ی تو را دارد همه روح و تنم

ای خدا دلم تنگ است، بين اين دلم
مرهمی نه بر دلم تا پر زنم