من انسانم، شاید، به ظاهر

شعور مطلق آفاق، اما چه سود؟

احساس دارم، قدرت اختیار دارم، که چه شود؟ که احساسات دیگران را خدشه دار کنم

حرف میزنم، که با زبان سرخم سر سیاهم را به باد دهم

می‌شنوم، تا فراموش کنم

فکر می‌کنم، و فکر می‌کنم که فکر می‌کنم

مینویسم، تا شاید این دل آرام و قرار گیرد، اما چه سود؟

کاش پرنده ایی بودم سبک بال

اما انسانم، انسان!