ز دست خدا گلايه درام
ز دست خدايی که فراق افکند در بينمان
چه غريب است
هميشه مي خواستم خدا را در کنارمان داشته باشيم
خدا حرفم را شنيده بود
شايد در ابلاغ به فرشته اش نقطه ای را جابجا گذاشته باشد
شايد از بس خسته شده بود از دست من، تا نام مرا بر نامه ی درخواست ديد دستش لرزيد
دستش لرزيد و نقطه اي به اشتباه نگاشته شد
و بجای اينکه نوشته باشد خدا را به او بدهيد نوشت جدا را به او بدهيد
ولی باز هم شکرش مي کنم که مي دانم ما را هميشه برای هم نگاه خواهد داشت