سال 1387
اين زمستان هم بالاخره به پايان رسيد، با همه ی دل تنگي هاش و باد های سردش تموم شد
سال نو داره مياد، چقد خوشحال مي شم وقتی مي بينم يک سال از اين سه سال و اندی گذشته
وقتی بهش فکر مي کنم ذوق مي کنم
اما بجاش اونورش رو که نگاه مي کنم، مي بينم هنوز دو سال و خورده ای مونده، مي خوره تو پرم و با کلّه سقوط مي کنم
سال نو داره مياد، چقد خوشحال مي شم وقتی مي بينم يک سال از اين سه سال و اندی گذشته
وقتی بهش فکر مي کنم ذوق مي کنم
اما بجاش اونورش رو که نگاه مي کنم، مي بينم هنوز دو سال و خورده ای مونده، مي خوره تو پرم و با کلّه سقوط مي کنم
سال 1387 با همه خوبی ها و بدی هاش تموم شد
بهترين لحظه ی اين سالی که گذشت برای من روزی بود که به دستت آوردم و روزی که ديدمت فرشته ی مهربونم
تلخ ترين روزش هم روزی بود که ازت دور شدم و اون لحظه ای که تو چشمات خيره شدم و گفتم "خداحافظ"
امسال هم گذشت با همه ی سلام هاش و خنده هاش، با همه ی وداع هاش و اشکاش، با همه ی دل تنگيها و دوری هاش
کاش مي شد روز 11 خرداد 87 رو روی تموم صفحه های تقويم سال 88 چسبوند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 8:6 توسط محمّد