دلم دزدیدی و دلت را دادی
دل منو 3 سال پيش دزديدی
همين که از کنارت رد شدم
بهت رسيدم، شناختمت، همين که از کنارت عبور کردم، ديدم ديگه دلم نيست
برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم
ديدم دلم دست تو و داری ميری
2 سال دنبالت دويدم تا بالاخره بهت رسيدم
وقتی بهت رسيدم تو هم در ازای دل من، دل مهربون خودت رو بهم دادی
همين که از کنارت رد شدم
بهت رسيدم، شناختمت، همين که از کنارت عبور کردم، ديدم ديگه دلم نيست
برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم
ديدم دلم دست تو و داری ميری
2 سال دنبالت دويدم تا بالاخره بهت رسيدم
وقتی بهت رسيدم تو هم در ازای دل من، دل مهربون خودت رو بهم دادی
پ. ن. :
فرشته مهربونم:
2 سال دلت دستم بود
بهش اول عادت کردم، اما بعد بهش علاقمند شدم
نمي خواستم از دستش بدم، مي خواستم مال خودم باشه
دلت رو پس ندادم اما بجاش حاضر شدم دل خودم رو بهت بدم
که دلت ازم دور نشه
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 20:11 توسط محمّد