آن روز
تنها در انديشيه روزی ام که دستانت را دوباره حس مي کنم
منتظر آينده اي که تو را به همراه دارد برايم
روزی که مي بينمت، روزی که چندان دور نيست
روزی که باز آن دستان را حس مي کنم، آن دستان گرم و پر از محبت را
آن روزی که چشمان زيبايت مقابل چشمانم است و هيچ حائلی در ميانمان نيست
لحظه اي که بی شک خوشبخت ترين انسان روی زمين ام
منتظر آينده اي که تو را به همراه دارد برايم
روزی که مي بينمت، روزی که چندان دور نيست
روزی که باز آن دستان را حس مي کنم، آن دستان گرم و پر از محبت را
آن روزی که چشمان زيبايت مقابل چشمانم است و هيچ حائلی در ميانمان نيست
لحظه اي که بی شک خوشبخت ترين انسان روی زمين ام
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 8:17 توسط محمّد